دلتنگه وبلاگم شدم...
دلم برای وبلاگم تنگ شده...دیگه فرصت گذاشتن پست های جدید ندارم.یادش بخیر چه شبها و روزهایی که برای به روز بودن این وبلاگ وقت میذاشتم.دلم تنگ شده برای اون شب و روز.با تمام تلخی هاش ....شیرین هم بود.
چقدر زود فراموش میشن اون حال و هوا....بعد ازدواج ...زندگی رنگش عوض میشه...شیرینی زندگی امروز من پسر با نمکم پوریاس....خدایا شکرت بخاطر تمام این زیبایی....و حس زیبا...
+ نوشته شده در ۱۳۹۸/۰۶/۲۱ ساعت 22:48 توسط سمیرا رحمتی
|
میتوان زیبا زیست…