دلم برای وبلاگم تنگ شده...دیگه فرصت گذاشتن پست های جدید ندارم.یادش بخیر چه شبها و روزهایی که برای به روز بودن این وبلاگ وقت میذاشتم.دلم تنگ شده برای اون شب و روز.با تمام تلخی هاش ....شیرین هم بود.

چقدر زود فراموش میشن اون حال و هوا....بعد ازدواج ...زندگی رنگش عوض میشه...شیرینی زندگی امروز من پسر با نمکم پوریاس....خدایا شکرت بخاطر تمام این زیبایی....و حس زیبا...